مهدى سليمانى آشتيانى / محمد حسين درايتى
144
مجموعه رسائل در شرح احاديثى از كافى (فارسى)
ميفرمايد تا ظاهرشود سعادت او ؛ و مايل به ادبار را ادبار عطا ميفرمايد تا ظاهرشود شقاوت او ؛ چنانچه در حديث قدسى مى فرمايد كه : طوبى لعبد أجريت بيده الخير وويل لعبد أجريت بيده الشرّ . « 1 » و از براى شخص مردّد ، تردّد خلق مىفرمايد تا واضح شود كه شكّاك و مردّد است . پس چنانچه فعل عبد موصوف مىشود به اقبال و ادبار و تردّد ، مشيّت اللَّه هم كه موجد آنهاست ، بالعرض موصوف مىشود به صفات مفعولش . چنانچه مىگويى « مشيّت امكانيه » از بابت اينكه خلق امكان كرده ، و « مشيّت كونيّه » به علّت آنكه خلق كون فرموده . پس امكانيه و كونيّه ، اوّلا و بالذّات صفت مفعولاند و ثانيا و بالعرض صفت فعلاند . مثل آنكه در علم نحو مى گويند كه « زيد ابوه عالم » . موصوف به علم ، ابوه است اوّلا و بالذّات و زيد است ثانيا و بالعرض ؛ پس در حديث مذكور ، تردّد صفت فعل مؤمن است اوّلا و بالذّات و صفت فعل اللَّه است ثانيا و بالعرض . پس حديث از براى بيان شدّت احوال سكرات و نزول موت است كه چنان شديد و سخت است كه شخص مؤمن با آن كمال ايمان و شدّت شوقش به سوى جوار رحمت الهى و فائض گرديدنش به فيوضات نامتناهيه الهيه ، چنان شدّت فوت او را خائف مى گرداند كه مردّد مىشود در ميانه وصل به رحمت نامتناهيه و كشيدن سختى موت ، يا ترك وصل و نچشيدن بدن زهر موت [ را ] . پس به حدّى مردّد مىشود كه ترديدش سرايت مىكند به فعل اللَّه كه موجد ترديد اوست . پس بنابراين معنى نيز حديث مجاز و از براى مبالغه است و اشكالى نيست ؛ زيرا كه اتّصاف فعل اللَّه به ترديد ، ثانيا و بالعرض مضرّ نيست . بلى اگر اوّلا و بالذّات مىبود ، مشكل بود واللَّه العالم . سوّم آنكه ترديد ، صفت فعل مؤمن است و سرايت به فعل اللَّه نمى كند ، حتّى ثانيا و بالعرض ؛ و علت نسبت دادن خداوند تردّد را به خود ، اين است كه فعل مؤمن را
--> ( 1 ) . الجواهر السنيّة فى الأحاديث القدسيّة ، ص 43 .